ترجمه "barnyard" به فارسی

روستایی, خاکی, بهاربند بهترین ترجمه های "barnyard" به فارسی هستند.

barnyard adjective noun دستور زبان

The yard associated with or surrounding a barn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روستایی

  • خاکی

    adjective
  • بهاربند

    enclosed or open area of land, a yard, adjoined to a barn

  • ترجمه های کمتر

    • خشن
    • حیاط جلوی کاهدان (که معمولا با نرده محصور است)
    • محوطه ی اطراف انبار روستایی
    • وابسته به حیاط کاهدان
    • گرد و خاکی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " barnyard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Barnyard

Barnyard (film)

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حیاط حیوانات

    Barnyard (film)

عباراتی شبیه به "barnyard" با ترجمه به فارسی

  • ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · اکینوکلوآ فرومنتاسئا · پانيكوم فرومنتاسئوم · پانيكوم كروس گالي
  • ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · اکینوکلوآ فرومنتاسئا · پانيكوم فرومنتاسئوم · پانيكوم كروس گالي
اضافه کردن

ترجمه های "barnyard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه