ترجمه "barnstorm" به فارسی

(در گذشته) به جاهای گوناگون رفتن و نمایش هوانوردی دادن, (سخنرانان و دسته های هنری سیار) از جایی به جایی رفتن, بلوک گردی کردن بهترین ترجمه های "barnstorm" به فارسی هستند.

barnstorm verb دستور زبان

(US) To appear at fairs and carnivals in exhibitions of stunt flying, or sporting events [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در گذشته) به جاهای گوناگون رفتن و نمایش هوانوردی دادن

  • (سخنرانان و دسته های هنری سیار) از جایی به جایی رفتن

  • بلوک گردی کردن

  • شهر به شهر رفتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " barnstorm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "barnstorm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه