ترجمه "barnacles" به فارسی
کشتیچسبها, (برای کنترل کردن اسب چموش) انبرک بینی (وسیله ای که در دماغ اسب برای مهار قرار می دهند), وسیله ی گاز انبر مانند برای شکنجه بهترین ترجمه های "barnacles" به فارسی هستند.
barnacles
verb
noun
Plural form of barnacle. [..]
-
کشتیچسبها
-
(برای کنترل کردن اسب چموش) انبرک بینی (وسیله ای که در دماغ اسب برای مهار قرار می دهند)
-
وسیله ی گاز انبر مانند برای شکنجه
-
کشتیچسبها (جانور)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barnacles " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barnacles" با ترجمه به فارسی
-
(جانور شناسی) سرخاب (از جنس balanus که از سخت پوستان است و به سنگ های ساحلی و ته کشتی و غیره می چسبد و به شکل بلوط است)
-
کشتیچسب
-
(جانور شناسی) صدفچه ی دمدار (از جنس Lepas and Mitella که از طریق ساقه ی گوشتی کوچکی به ته کشتی و تخته سنگ هامی چسبد) (gooseneck barnacle هم می گویند)
-
(جانورشناسی) غاز سرخاب (غاز وحشی شمال اروپا: Branta leucopsis) · غاز سفیدچهره
-
(جانورشناسی) سرخاب · آدم مزاحم · سرخر · طفیلی · کشتی چسب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن