ترجمه "barometer" به فارسی
فشارسنج, بارومتر, هواسنج بهترین ترجمه های "barometer" به فارسی هستند.
barometer
noun
دستور زبان
(meteorology) An instrument for measuring atmospheric pressure [..]
-
فشارسنج
an instrument for measuring atmospheric pressure [..]
but Mr. Allen, not having his own skies and barometer about him, declined giving any absolute promise of sunshine.
اما آقای الن که دم و دستگاه هواشناسی و فشارسنج نداشت اصلاً اطمینان نمیداد که آفتاب خواهد شد.
-
بارومتر
-
هواسنج
An instrument used to measure atmospheric pressure.
-
ترجمه های کمتر
- شاخص
- نمودار
- نمایشگر
- فشار سنج
- فشار نگار
- هر چیزی که تغییر را نشان دهد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barometer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "barometer"
عباراتی شبیه به "barometer" با ترجمه به فارسی
-
(هواشناسی - فیزیک) دستگاه سنجش فشار هوا
-
میزان فعالیتهای اقتصادی کسب و کار، مراکز امور
-
فرازسنجها · فشارسنجهای هوا · فشارنگارها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن