ترجمه "baron" به فارسی
بارون, نجیب زاده, اشرافی بهترین ترجمه های "baron" به فارسی هستند.
baron
noun
دستور زبان
The male ruler of a barony. [..]
-
بارون
nounmale ruler of a barony [..]
You think you can persuade the barons to turn back?
فكر ميكني ميتوني بارون ها رو متقاعد كني كه برگردن ؟
-
نجیب زاده
nounNow I'm " anyone " because I'm not a baron or a duke?
حالا من " هرکسی " هستم ، چون یه دوک یا نجیب زاده نیستم ؟
-
اشرافی
I delivered you to a baron and had to wait outside the room while...
با یه اشرافی و مجبور بودم بیرون اتاق منتظر بشم در حالیکه...
-
ترجمه های کمتر
- متنفذ
- سلطان
- (اروپا و ژاپن) اشرافی عالی مقام
- (امریکا - کسی که در زمینه ی بازرگانی یا صنعتی قدرتمند است) بزرگمرد
- (قرون وسطی) تیولدار پادشاه
- (قصابی) قطعه ی بزرگ گوشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baron " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Baron
proper
A surname.
-
بارون
nounTo think of a blanc bec like yourself challenging a person like the Baron to a duel!
جوان بیتجربهای مثل شما میخواهد با شخصیت بزرگی مثل بارون کلنجار برود!
عباراتی شبیه به "baron" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - اواخر قرن 91) سرمایه دار بی رحم و طماع · (قرون وسطی) مرد اشرافی که مسافران عبوری از قلمرو خود را می چاپید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن