ترجمه "baroness" به فارسی
بارونس, بیوه ی بارون, زن اشرافی بهترین ترجمه های "baroness" به فارسی هستند.
baroness
noun
دستور زبان
The female ruler of a barony. The male equivalent is baron. [..]
-
بارونس
female ruler of a barony
You're home after a journey,' said the baroness, so I'm flying.
بارونس پرسید: از مسافرت برمی گردید؟ پس من مرخص میشوم.
-
بیوه ی بارون
-
زن اشرافی
-
ترجمه های کمتر
- زنی که مقام و امتیازات بارون را دارد
- همسر بارون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " baroness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "baroness" با ترجمه به فارسی
-
فشار (به ویژه فشار جوی) [barograph] · پیشوند: وزن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن