ترجمه "barrage" به فارسی
سد, حمله, سدبندی بهترین ترجمه های "barrage" به فارسی هستند.
barrage
verb
noun
دستور زبان
an artificial obstruction, such as a dam, in a river designed to increase its depth or to divert its flow [..]
-
سد
nounDownriver, a saltwater barrage had been built, in exchange for votes from the influential paddy farmer lobby.
در پایین رودخانه در مقابل آرای نمایندگان بانفوذ شالی کاران، سد آب شوری ساخته شده بود.
-
حمله
nounNuri Said had covered the parades with machine gun sections, who, in one long rattle of fire, barraged them across to blank walls.
نوری سعید آنها را به رگبار بست و در یک حمله وادار کرد تا در پشت دیوارها قرار گیرند.
-
سدبندی
noun
-
ترجمه های کمتر
- خور
- بند
- (ارتش) سد آتش (رگبار گلوله یا پیکان و غیره برای جلوگیری از حرکت دشمن و یا دادن پوشش به نیروهای خودی)
- آب بند (که برای بالاآوردن سطح آب رودخانه و جاری شدن آن به نهر آبیاری ساخته می شود نه برای ذخیره ی آب و نیروی برق)
- آتش سدکننده ایجاد کردن
- حمله کردن
- حمله ی مداوم و سنگین
- رگبار (گلوله وغیره)
- زیر آتش توپخانه گرفتن
- سد رودخانهای
- ضربات پیاپی
- گلوله باران کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barrage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barrage" با ترجمه به فارسی
-
بالون پدافند (بالون هایی که با کابل های محکم به چند نقطه در زمین وصل شده اند و هواپیماهای دشمن در صورت برخورد با کابل هاسرنگون می شوند)
-
آببندها · سدها
-
سدبندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن