ترجمه "barrages" به فارسی
آببندها, سدها بهترین ترجمه های "barrages" به فارسی هستند.
barrages
noun
Plural form of barrage. [..]
-
آببندها
-
سدها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barrages " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barrages" با ترجمه به فارسی
-
بالون پدافند (بالون هایی که با کابل های محکم به چند نقطه در زمین وصل شده اند و هواپیماهای دشمن در صورت برخورد با کابل هاسرنگون می شوند)
-
سدبندی
-
(ارتش) سد آتش (رگبار گلوله یا پیکان و غیره برای جلوگیری از حرکت دشمن و یا دادن پوشش به نیروهای خودی) · آب بند (که برای بالاآوردن سطح آب رودخانه و جاری شدن آن به نهر آبیاری ساخته می شود نه برای ذخیره ی آب و نیروی برق) · آتش سدکننده ایجاد کردن · بند · حمله · حمله کردن · حمله ی مداوم و سنگین · خور · رگبار (گلوله وغیره) · زیر آتش توپخانه گرفتن · سد · سد رودخانهای · سدبندی · ضربات پیاپی · گلوله باران کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن