ترجمه "barred" به فارسی
بسته, دارای نوارهای موازی, راه راه بهترین ترجمه های "barred" به فارسی هستند.
barred
adjective
verb
دستور زبان
Having bars, striped. [..]
-
بسته
A stranger just lured Sheldon away with a candy bar.
یه غریبه یا یک بسته شکلات شلدن رو گول زد.
-
دارای نوارهای موازی
-
راه راه
which, barred with various tints, seemed like the Andes' western slope
که از رنگهای مختلف راه راه و شبیه دامنه غربی جبال آند ترکیب شده بود
-
ترجمه های کمتر
- قدغن
- محروم
- مسدود
- ممنوع
- نرده دار
- نواردار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " barred " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "barred" با ترجمه به فارسی
-
(یهودیت - عامیانه) مراسم بارمیتزوا را انجام دادن · (یهودیت) · جشن رسیدن به این سن (با Bبزرگ هم می نویسند)
-
نمودار میله ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن