ترجمه "barring" به فارسی

بجز, اگرنه, به استثنا بهترین ترجمه های "barring" به فارسی هستند.

barring noun verb adposition دستور زبان

Present participle of bar. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بجز

    noun

    What's she ever done to you other than just drop almost $ 300 in your bar tonight?

    امشب کار ديگه اي بجز اينکه سيصد دلار تو بارت خرج کنه ، انجام داد ؟

  • اگرنه

  • به استثنا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • به جز
    • جز
    • مگرآنکه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " barring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "barring" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "barring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه