ترجمه "baseboard" به فارسی

قرنیز, تخته ای که دور دیوار درست بالای کف اتاق می کوبند, لبه ی تحتانی دیوار بهترین ترجمه های "baseboard" به فارسی هستند.

baseboard noun دستور زبان

(US, finish carpentry, interior decorating) A panel or molding between the floor and the interior wall of a structure [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرنیز

    Along the bedroom baseboard were three plugsfor electric lamps, concealed by little brass doors.

    سه تا پریز مخصوص چراغ برق روی قرنیز چوبی اتاقخواب نصب کرده و آنها را با درپوشهای برنجی کوچک گرفته بودند.

  • تخته ای که دور دیوار درست بالای کف اتاق می کوبند

  • لبه ی تحتانی دیوار

  • نواره ی چوبی دور کف اتاق

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baseboard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "baseboard"

عباراتی شبیه به "baseboard" با ترجمه به فارسی

  • لوله های این دستگاه گرمسازی · گرم کردن منزل از طریق لوله کشی آب یا بخار گرم به طوری که لوله ها در امتداد محل تلاقی کف اتاق و دیوارها مستور باشند
اضافه کردن

ترجمه های "baseboard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه