ترجمه "baseborn" به فارسی

بدگهر, حرامزاده, فرومایه بهترین ترجمه های "baseborn" به فارسی هستند.

baseborn adjective دستور زبان

bastard, illegitimate [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدگهر

  • حرامزاده

    noun
  • فرومایه

  • ترجمه های کمتر

    • ناکس
    • از خانواده ی پست
    • بد اصل و نسب
    • بد جنس
    • پست فطرت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " baseborn " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "baseborn" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه