ترجمه "bating" به فارسی

بجز, (قدیمی) به جز, غیر از بهترین ترجمه های "bating" به فارسی هستند.

bating verb adposition

Present participle of bate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بجز

    conjunction

    Senor Caballero, if your worship wants lodging, bating the bed

    حضرت پهلوان، اگر جنابعالی به جستجوی منزلی به اینجا تشریف آوردهاید بجز تختخواب که

  • (قدیمی) به جز

  • غیر از

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bating " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bating" با ترجمه به فارسی

  • (از شدت چیزی) کاستن · (قدیمی) محروم کردن · (چرم سازی) خیساندن چرم موگرفته در محلول آنزیم دار · تخفیف دادن · تخفیف یافتن یا دادن · فروکش کردن · محلول آنزیم دار برای این کار · کم کردن
  • جولای بیتس
اضافه کردن

ترجمه های "bating" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه