ترجمه "bayonet" به فارسی

سرنیزه, سرنيزه, باسرنیزه زدن بهترین ترجمه های "bayonet" به فارسی هستند.

bayonet verb noun دستور زبان

(Weapon) A pointed instrument of the dagger kind fitted on the muzzle of a musket or rifle, so as to give the soldier increased means of offence and defence. Originally, the bayonet was made with a handle, which required to be fitted into the bore of the musket after the soldier had fired. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرنیزه

    noun

    bladed weapon designed for attachment to a firearm

    Afterwards he drew one of the men's bayonets.

    سپس سرنیزه یکی از سربازان را از آنها گرفت.

  • سرنيزه

    To be precise, it was an old military bayonet.

    واضح تر بگم که در واقع اون يه سرنيزه قديمي ارتشي بوده

  • باسرنیزه زدن

  • هر چیز سرنیزه مانند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bayonet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bayonet"

عباراتی شبیه به "bayonet" با ترجمه به فارسی

  • (گیاه شناسی) نیزه ی اسپانیایی (Yucca aloifolia و Yucca gloriosa)
  • شمشیر کوتاه (که مانند سرنیزه بر تفنگ سوار می شود)
اضافه کردن

ترجمه های "bayonet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه