ترجمه "beading" به فارسی
(مبل سازی و معماری) تزیینی مرکب از دانه یا گویچه های ردیف شده, آراستن لباس (و غیره) با دانه های مروارید (و غیره), تراش تسبیحی بهترین ترجمه های "beading" به فارسی هستند.
beading
noun
verb
دستور زبان
Present participle of bead. [..]
-
(مبل سازی و معماری) تزیینی مرکب از دانه یا گویچه های ردیف شده
-
آراستن لباس (و غیره) با دانه های مروارید (و غیره)
-
تراش تسبیحی
-
ترجمه های کمتر
- منجوق
- مهره مهره
- گویچه یا دانه ی زینتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beading " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beading" با ترجمه به فارسی
-
(جمع) تسبیح · (جمع) گردنبند · (در سفته را) به رشته کشیدن · (شیمی - در تعیین نوع فلز در آمیزه ی فلزی) توده ی حبه حبه که در درون حلقه ی سیم پلاتین تشکیل می شود (به خاطر اثر بوراکس بر اکسید یا ملح برخی فلزات) 1 · (معماری)گچبری تسبیحی 0 · (گردن بند و تسبیح و غیره) دانه · با حبه یا دانه تزیین کردن · حباب کف · حبه · خرمهره · دانه های (چوبی یا سنگی یا مروارید و غیره) که به رشته کشیده باشند · دانه ی فلز (به ویژه طلا و نقره) که از پالایش در غال به دست می آید · رشته درست کردن · قطره · لبه ی تایر (که بر چرخ قرار می گیرد) · منجوق · منجوق زدن · مهره · هر چیز کوچک و گرد(مثلا مگسک تفنگ) · گوی
-
تسبیح · رجوع شود به rosary · رزاری · گلستان
-
رجوع شود به Canada mayflower
-
حلقه مهره اسیر
-
گردن بند تسبیحی · گردن بند خرمهره ای
-
استنشاق کردن · فرو بردن · هوش داشتن
-
آدنانترا پاوونینا · تسبيح صندل
-
مهره فریت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن