ترجمه "beaked" به فارسی
منقاردار, نوک دار بهترین ترجمه های "beaked" به فارسی هستند.
beaked
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of beak. [..]
-
منقاردار
-
نوک دار
no feathers, no beaks, and these these appendages
پر و نوک ندارند و ايناين اضافي هاش هم ندارن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beaked " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beaked" با ترجمه به فارسی
-
سيركوويروس خوکی · سیرکوویریده · ويروس بيماري منقار و پر طوطيان · ويروس كمخوني جوجه
-
(انگلیس - خودمانی) رئیس · (خودمانی) دماغ گنده ومنقار مانند · (در پیش آمدگی بالای دیوار و یا سایبان سیمانی یا آجری بالای پنجره و یا قرنیز و غیره) ناودانچه · (در کشتی های جنگی عهد کهن) تیر سر تیزی در جلو کشتی که با آن بر کشتی دشمن می زدند و آن را سوراخ می کردند · بینی عقابی · تک · قاضی · مدیر · منقار · نوک · نوک قلم · نوک پرنده (به ویژه نوک قلابدار و تیز پرندگان شکاری) · هر چیز منقار مانند (مثلا دهان جلو آمده ی برخی حشرات و ماهی ها و غیره و یا دهانه ی تنگ آب و کوزه و غیره) · پوزه · کلب · کلنه
-
سهره زمینی نوکتیز
-
بيماري برنا · بيماري منقار و پر طوطيان · بيماريهاي ويروسي · تريستزاي مركبات · ویروسزدگیها
-
ويروس بيماري منقار و پر طوطيان
-
(انگلیس - خودمانی) رئیس · (خودمانی) دماغ گنده ومنقار مانند · (در پیش آمدگی بالای دیوار و یا سایبان سیمانی یا آجری بالای پنجره و یا قرنیز و غیره) ناودانچه · (در کشتی های جنگی عهد کهن) تیر سر تیزی در جلو کشتی که با آن بر کشتی دشمن می زدند و آن را سوراخ می کردند · بینی عقابی · تک · قاضی · مدیر · منقار · نوک · نوک قلم · نوک پرنده (به ویژه نوک قلابدار و تیز پرندگان شکاری) · هر چیز منقار مانند (مثلا دهان جلو آمده ی برخی حشرات و ماهی ها و غیره و یا دهانه ی تنگ آب و کوزه و غیره) · پوزه · کلب · کلنه
-
(انگلیس - خودمانی) رئیس · (خودمانی) دماغ گنده ومنقار مانند · (در پیش آمدگی بالای دیوار و یا سایبان سیمانی یا آجری بالای پنجره و یا قرنیز و غیره) ناودانچه · (در کشتی های جنگی عهد کهن) تیر سر تیزی در جلو کشتی که با آن بر کشتی دشمن می زدند و آن را سوراخ می کردند · بینی عقابی · تک · قاضی · مدیر · منقار · نوک · نوک قلم · نوک پرنده (به ویژه نوک قلابدار و تیز پرندگان شکاری) · هر چیز منقار مانند (مثلا دهان جلو آمده ی برخی حشرات و ماهی ها و غیره و یا دهانه ی تنگ آب و کوزه و غیره) · پوزه · کلب · کلنه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن