ترجمه "beam" به فارسی
شعاع, پرتو, بامه بهترین ترجمه های "beam" به فارسی هستند.
(transitive, context, science fiction) To transmit matter or information via a high-tech wireless mechanism. [..]
-
شعاع
nounray
Suddenly a wide yellow beam flowed out brightly from a door that was opened.
ناگهان شعاع زرد رنگ پهنی از دری که باز شده بود با درخشندگی به بیرون جاری شد.
-
پرتو
nounray
The tractor beam is coupled to the main reactor in seven locations.
پرتو کششی در هفت نقطه به رآکتور اصلی متصله.
-
بامه
ray
-
ترجمه های کمتر
- تير
- بفتری
- تیر
- اشعه
- دستک
- تیرچه
- تابیدن
- قپان
- شاهنگ
- فرسپ
- ترازو
- مالبند
- بوم
- دار
- (امواج رادیویی و غیره را) به سویی پخش کردن
- (بارشی از امواج رادیو یا رادار که برای راهنمایی هواپیماها و کشتی ها مداوما از محلی پخش می شود) راهنما 3
- (ترازو) شاهین
- (خودمانی - ناپسند) پهنای کپل (باسن)
- (در اصل) تنه ی رنده شده ی درخت
- (دستگاه ریسندگی) نورد
- (سقف را) با تیر نمایان ساختن
- (قیافه و لبخند و غیره) نورانی
- (ورزش)رجوع شود به balance beam 1
- (چوب یا آهن و غیره) تیر ساختمان
- اشعه تابشی
- باریکه ی نور
- بقچه بندی 0
- تیر (سازه)
- تیر سقف
- ساقه ی شاخ آهو (رجوع شود به bay anther)
- شعاع نورصادر کردن
- فروهر 2
- محور (دستگاه شخم)
- نوار نور
- هر یک از تیرهای عرضی سقف کشتی
- پرتو افکندن 4
- پرنور 5
- پهنای کشتی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A menu item that initiates the process of sending and receiving information between mobile devices using infrared or Bluetooth technology.
"Beam" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Beam در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "beam"
عباراتی شبیه به "beam" با ترجمه به فارسی
-
قپان
-
(معماری - به ویژه در چارچوب زیر شیروانی یا ساختمان های چوبی) تیرکش · تیرهمبند (رجوع شود به تصویر: frame)
-
چراغ جلو
-
چراغ جلو
-
تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار
-
چراغ جلو
-
پرتو کششی
-
چراغ جلو