ترجمه "beaming" به فارسی
تابناک, (مجازی) درخشان (در اثر خرمی), بشاش بهترین ترجمه های "beaming" به فارسی هستند.
beaming
adjective
noun
verb
دستور زبان
Smilingly happy; showing happy emotion. [..]
-
تابناک
adjectiveAmong the regalia a pair of ebony knees and a beaming face could be distinguished.
در میان زرق و برقهای لباس نظامی، یک جفت زانوی استخوانی و یک چهره تابناک را میشدتشخیص داد.
-
(مجازی) درخشان (در اثر خرمی)
-
بشاش
adjectiveAro met us, his face beaming.
آ رو با صورتی بشاش و درخشان به ما رو کرد.
-
ترجمه های کمتر
- درخشنده
- ساطع
- شاخدار
- شاد
- نورافشان
- پرتو افکن
- پرتوافکن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beaming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beaming" با ترجمه به فارسی
-
(امواج رادیویی و غیره را) به سویی پخش کردن · (بارشی از امواج رادیو یا رادار که برای راهنمایی هواپیماها و کشتی ها مداوما از محلی پخش می شود) راهنما 3 · (ترازو) شاهین · (خودمانی - ناپسند) پهنای کپل (باسن) · (در اصل) تنه ی رنده شده ی درخت · (دستگاه ریسندگی) نورد · (سقف را) با تیر نمایان ساختن · (قیافه و لبخند و غیره) نورانی · (ورزش)رجوع شود به balance beam 1 · (چوب یا آهن و غیره) تیر ساختمان · اشعه · اشعه تابشی · باریکه ی نور · بامه · بفتری · بقچه بندی 0 · بوم · تابیدن · ترازو · تير · تیر · تیر (سازه) · تیر سقف · تیرچه · دار · دستک · ساقه ی شاخ آهو (رجوع شود به bay anther) · شاهنگ · شعاع · شعاع نورصادر کردن · فرسپ · فروهر 2 · قپان · مالبند · محور (دستگاه شخم) · نوار نور · هر یک از تیرهای عرضی سقف کشتی · پرتو · پرتو افکندن 4 · پرنور 5 · پهنای کشتی
-
قپان
-
(معماری - به ویژه در چارچوب زیر شیروانی یا ساختمان های چوبی) تیرکش · تیرهمبند (رجوع شود به تصویر: frame)
-
چراغ جلو
-
چراغ جلو
-
تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار
-
چراغ جلو
-
پرتو کششی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن