ترجمه "bearer" به فارسی
حامل, آورنده, دارنده بهترین ترجمه های "bearer" به فارسی هستند.
bearer
noun
دستور زبان
One who bears. [..]
-
حامل
nounCarrying or bearing.
Around him, eagerly listening to his talk, a crowd of wounded and stretcher bearers was gathered.
جمعی از مجروحین و حامل ین تختروانها گرد او جمع شده آزمندانه به سخنانش گوش میدادند.
-
آورنده
It is fitting that the bearer of important tidings should be rewarded.
خیلی مناسبت دارد که آورنده اخبار مهم پاداش بگیرد.
-
دارنده
nounTalents that are purely defensive, that protect some aspect of the bearer, are always called shields.
استعدادهایی که کاملاً دفاعین و یه منظری از دارنده اشان را محافظت میکنند، همیشه حفاظ خوانده میشوند.
-
ترجمه های کمتر
- رساننده
- برنده
- (بانکداری) دارنده
- (در وجه) حامل
- بته یا درخت بارآور
- قابل پرداخت به آورنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bearer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bearer"
عباراتی شبیه به "bearer" با ترجمه به فارسی
-
رهبر · سرجنبان · علمدار · پرچم دار · پرچمدار · پیشوا
-
تابوت کش
-
چک در وجه حامل
-
(به ویژه در میدان رزم) مسئول حمل برانکار
-
سقا، آب کش
-
رجوع شود به Aquarius
-
چک در وجه حامل
-
اوراق قرضه بینام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن