ترجمه "beaten" به فارسی

زده, (شکار) بته ها و جاهایی که برای یافتن شکار کاوش شده اند, (فلز) چکش خورده بهترین ترجمه های "beaten" به فارسی هستند.

beaten adjective verb دستور زبان

hit, knock. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زده

    adjective

    To the right, close by the porch itself, the dewy grass was beaten down.

    در قسمت راست در نزدیکی تراس علف شبنم زده لگد مال شده بود.

  • (شکار) بته ها و جاهایی که برای یافتن شکار کاوش شده اند

  • (فلز) چکش خورده

  • ترجمه های کمتر

    • خسته
    • درمانده
    • شلاق خورده
    • شکست خورده
    • ضربه خورده
    • فرسوده
    • قراضه
    • مضروب
    • مغلوب
    • منقوش
    • واخورده
    • ورق
    • پاخورده
    • پر تردد
    • چکش خورده
    • کتک خورده
    • کوب خورده
    • کوبیده
    • کوفته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beaten " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "beaten" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه پوست صورت و دست ها) آفتاب زده · (در اثر باد و باران و غیره) رنگ و رو رفته · آفتاب سوخته · باد و باران خورده · باد و باران دیده · زبر وچروکیده · هوا زده · کهنه
اضافه کردن

ترجمه های "beaten" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه