ترجمه "becoming" به فارسی

مناسب, درخور, برازنده بهترین ترجمه های "becoming" به فارسی هستند.

becoming adjective noun verb دستور زبان

Present participle of become. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مناسب

    But this one is too light, it's not becoming!

    رنگ این پراهن بسیار روشن است مناسب تو نیست.

  • درخور

    adjective
  • برازنده

    adjective

    I dare do all that may become a man.

    من ياراي آنچه برازنده ي مرد است ، دارم.

  • ترجمه های کمتر

    • به وجود آمدن
    • جور
    • در خور
    • زیبنده
    • شدش
    • شدن
    • شوند
    • صیرورت
    • فراخور
    • کون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " becoming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Becoming
+ اضافه کردن

"Becoming" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Becoming در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "becoming" با ترجمه به فارسی

  • علاقه مند بودن به
  • شاد شدن
  • محبوب شدن
  • برازنده بودن · در خور بودن · زیبنده بودن · زیبیدن · شدن · شَو · شُدَن
  • متداول تر شده است
  • خسته شدن
  • برازنده بودن · در خور بودن · زیبنده بودن · زیبیدن · شدن · شَو · شُدَن
  • برازنده بودن · در خور بودن · زیبنده بودن · زیبیدن · شدن · شَو · شُدَن
اضافه کردن

ترجمه های "becoming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه