ترجمه "become" به فارسی

شدن, شُدَن, شَو بهترین ترجمه های "become" به فارسی هستند.

become verb دستور زبان

(intransitive, obsolete) To arrive, come (to a place). [9th-18th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شدن

    verb

    To begin to be [..]

    Tom always dreamed of becoming a bounty hunter.

    تام همیشه رویای پلیس خصوصی شدن را داشت.

  • شُدَن

  • شَو

  • ترجمه های کمتر

    • زیبیدن
    • برازنده بودن
    • در خور بودن
    • زیبنده بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " become " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "become" با ترجمه به فارسی

  • علاقه مند بودن به
  • شاد شدن
  • محبوب شدن
  • متداول تر شده است
  • خسته شدن
  • برازنده · به وجود آمدن · جور · در خور · درخور · زیبنده · شدش · شدن · شوند · صیرورت · فراخور · مناسب · کون
  • برازنده · به وجود آمدن · جور · در خور · درخور · زیبنده · شدش · شدن · شوند · صیرورت · فراخور · مناسب · کون
  • برازنده · به وجود آمدن · جور · در خور · درخور · زیبنده · شدش · شدن · شوند · صیرورت · فراخور · مناسب · کون
اضافه کردن

ترجمه های "become" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه