ترجمه "beehive" به فارسی

کندو, انگبین گاه, شان بهترین ترجمه های "beehive" به فارسی هستند.

beehive verb noun دستور زبان

An enclosed structure in which some species of honey bees (genus Apis) live and raise their young. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کندو

    noun

    home of bees [..]

    the mind is not a box that can be simply unlocked. its a beehive with a million

    ذهن که صندوق نيست که به راحتي بشه بازش کرد ذهن ميليونها بخش مثل کندو داره

  • انگبین گاه

  • شان

    There's beehives, but I'm getting rid of those.

    اون جا کندوی عسل هست ، ولی می خوام از شر اونا خلاص شم.

  • ترجمه های کمتر

    • شان عسل
    • لانه ی زنبور عسل (که معمولا به صورت جعبه درست می شود)
    • نوعی آرایش گیسوی زنان (موی را مثل کندوبر فرق سر توده می کنند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beehive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Beehive noun proper دستور زبان

(Mormonism) A 12-13 year old participant in the Young Women organization of the LDS Church. [..]

+ اضافه کردن

"Beehive" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Beehive در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "beehive"

عباراتی شبیه به "beehive" با ترجمه به فارسی

  • زنبورستان · كندوهاي حصيري · كندوهاي زنبور · کندوها
اضافه کردن

ترجمه های "beehive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه