ترجمه "beekeeping" به فارسی

زنبورداری, پرورش زنبور, پرورش زنبور عسل بهترین ترجمه های "beekeeping" به فارسی هستند.

beekeeping noun دستور زبان

The practice or profession of keeping and caring for bees. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زنبورداری

    raising bees

    in New York City, beekeeping was illegal until 2010.

    در نیویورک تا سال ۲۰۱۰ زنبورداری غیرقانونی بود.

  • پرورش زنبور

    Alpatych repeated, knowing that his skill in beekeeping, his knowledge of the right time to sow the oats

    آلپاتیچ میدانست که چون در پرورش زنبور عسل استاد شده است و از زمان کشت جو اطلاع دارد

  • پرورش زنبور عسل

    noun

    Alpatych repeated, knowing that his skill in beekeeping, his knowledge of the right time to sow the oats

    آلپاتیچ میدانست که چون در پرورش زنبور عسل استاد شده است و از زمان کشت جو اطلاع دارد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beekeeping " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "beekeeping" با ترجمه به فارسی

  • زنبور پرور · زنبوردار · متصدی نگهداری از زنبور عسل · پرورنده زنبور عسل
  • اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
  • زنبور پرور · زنبوردار · متصدی نگهداری از زنبور عسل · پرورنده زنبور عسل
  • زنبور پرور · زنبوردار · متصدی نگهداری از زنبور عسل · پرورنده زنبور عسل
اضافه کردن

ترجمه های "beekeeping" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه