ترجمه "before" به فارسی

قبل, پیش از, پیش بهترین ترجمه های "before" به فارسی هستند.

before adverb conjunction adposition دستور زبان

Earlier than (in time). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قبل

    adposition

    earlier than in time [..]

    I want to talk to the famous pianist before his concert.

    من می خواستم قبل از کنسرت با آن پیانیست معروف صحبت کنم.

  • پیش از

    earlier than in time

    Sadly, she died before she could realize her dream.

    حیف که او پیش از رسیدن به رویایش مرد.

  • پیش

    adposition

    Sadly, she died before she could realize her dream.

    حیف که او پیش از رسیدن به رویایش مرد.

  • ترجمه های کمتر

    • جلو
    • برابر
    • پیشاپیش
    • قبلا
    • ترجیح
    • از قبل
    • از پیش
    • در جلو
    • در مقابل
    • زودتر از
    • قبل از
    • مورد بررسی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " before " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "before"

عباراتی شبیه به "before" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "before" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه