ترجمه "befitting" به فارسی
برازنده, درخور, در خور بهترین ترجمه های "befitting" به فارسی هستند.
befitting
adjective
verb
Present participle of befit. [..]
-
برازنده
adjectivemight more befit a knight of narnia
خيلي بيشتر برازنده يک شواليه نارنياست
-
درخور
adjectiveIt's hardly befitting of a Queen.
اصلاً درخور یک ملکه نیست.
-
در خور
Therefore in order to enjoy himself in some way befitting his present rank
از اینرو برای آنکه به نحوی که در خور مقامش باشد از زندگی لذت ببرد،
-
ترجمه های کمتر
- سزاوار
- شایسته
- فراخور
- مناسب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " befitting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "befitting" با ترجمه به فارسی
-
برازیدن · در خور بودن · درخور بودن · سزیدن · شایستن · شایسته بودن · مناسب بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن