ترجمه "befall" به فارسی
اتفاق افتادن, رخ دادن, (قدیمی) درخور بودن بهترین ترجمه های "befall" به فارسی هستند.
befall
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) To happen. [..]
-
اتفاق افتادن
verb -
رخ دادن
verb(For an event) Have a real existence.
No man or woman can be too powerful or too beautiful without disaster befalling.
هيچ زن و مردي نميتونن با رخ دادن يک مصيبت خيلي زيبا يا خيلي قدرتمند باشند
-
(قدیمی) درخور بودن
-
ترجمه های کمتر
- در رسیدن
- روی دادن
- وابسته بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " befall " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن