ترجمه "behest" به فارسی

دستور, درخواست, فرمان بهترین ترجمه های "behest" به فارسی هستند.

behest verb noun دستور زبان

A command, bidding; sometimes also, an authoritative request. [from 12th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستور

    noun

    The Duke of Milan was murdered at his behest.

    دوک ميلان به دستور اون به قتل رسيد.

  • درخواست

    noun
  • فرمان

    noun

    Lucrezia acts at the behest of other'cruel manipulations.

    لوکريشا به فرمان متقلباي بي رحم عمل ميکنه.

  • ترجمه های کمتر

    • موعود
    • قول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " behest " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "behest" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه