ترجمه "behind" به فارسی
پس, عقب, واپس بهترین ترجمه های "behind" به فارسی هستند.
behind
noun
adverb
adposition
دستور زبان
responsible for [..]
-
پس
adverbWhat's Assad doing in this country if he's not behind these attacks?
اگه اسد مسئول اين حملات نيست پس تو اين کشور چيکار ميکنه
-
عقب
nounThey lagged behind, grumbled incessantly, and demanded more than their fair share of food.
یک بند نق میزدند و در حرکت عقب میافتادند و بیش از حدّ خود غذا میخواستند.
-
واپس
The next rows were easier, but still Levin had to strain every nerve not to drop behind the peasants.
ردیفهای بعدی آسانتر بود، با این همه لهوین ناچار بود با تمام قوا تلاش کند تا از روستاییان واپس نماند.
-
ترجمه های کمتر
- هاگ نميشن
- پشت
- پشتی
- پشتیبان
- اساس
- گذشته، ماضی
- حامی
- ماتحت
- نشيمنگاه
- ماورا
- یواش
- ورا
- (عامیانه) کپل
- (قدیمی) ذخیره
- آن سوی
- برای بعد
- به سوی عقب
- در عقب
- در پشت
- عقب تر
- قسمت نهایی
- کون و کپل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " behind " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "behind"
عباراتی شبیه به "behind" با ترجمه به فارسی
-
ماندن
-
عقب گذاشتن
-
پرده پشت آینه
-
عقب تر از برنامه · عقبتر از برنامه
-
افتادن · عقب افتادن از
-
افتادن · عقب افتادن از
-
در زندان نهادن
-
به جا گذاشتن، خلاص شدن، از انجام کاری سر زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن