ترجمه "beholden" به فارسی
مدیون, مرهون, زیر بار منت بهترین ترجمه های "beholden" به فارسی هستند.
beholden
adjective
دستور زبان
Obligated to provide, display, or do something for another; bound by moral obligation; indebted; obliged. [..]
-
مدیون
There's no beholden in a time of dying, said Wilson, and Sairy echoed him
ویل سن گفت: وقت مرگ هیچکس به کسی مدیون نیس سیری از او پیروی کرد
-
مرهون
-
زیر بار منت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beholden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن