ترجمه "behold" به فارسی
نگریستن, دیدن, مشاهده کردن بهترین ترجمه های "behold" به فارسی هستند.
(transitive) To see, or to look at. [..]
-
نگریستن
verbto see, to look at
thus stabs us from behind with the thought of annihilation, when beholding the white depths of the milky way?
بدین گونه اندیشه انهدام را هنگام نگریستن به اعماق سفید کهکشان به پشت ما میکوبد؟
-
دیدن
verbHer frantic joy at beholding me again moved me much.
شادی جنون آسای او از دیدن دوباره من مرا شدیداً متأثر ساخت.
-
مشاهده کردن
verbDanglars brightened up on beholding it, fancying that it gave some promise of safety.
دانکلار چون او را دید علامت سلامتی خود را مشاهده کرد
-
ترجمه های کمتر
- نظاره کردن
- نظارگی، تماشا، دیدن، نظر کردن
- هان
- ایدر
- (حرف ندا) بنگر
- در مدنظر گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " behold " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Behold" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Behold در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "behold" با ترجمه به فارسی
-
بینا · در دست گرفتن · دید · دیدن · رویت · مشاهده · مشاهده کردن
-
بیننده · شاهد · فریس · مشاهده کننده
-
دیدنی، تماشائی
-
اسب کهر را بنگر