ترجمه "bellow" به فارسی

انباغ, غریدن, نعره بهترین ترجمه های "bellow" به فارسی هستند.

bellow verb noun دستور زبان

the deep roar of a large animal, or any similar loud noise [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انباغ

    to make a noise like the deep roar of a large animal

  • غریدن

    to make a noise like the deep roar of a large animal

  • نعره

    noun

    Artery reads my intentions and bellows at Vein.

    آرتری متوجه منظورم میشود و خطاب به وین نعره میکشد.

  • ترجمه های کمتر

    • غرش
    • ژغند
    • مو
    • (با صدای بلند) موییدن
    • (مثل فیل) صدا کردن
    • سال بلو (نویسنده ی امریکایی)
    • صدای بلند حاکی از درد کردن
    • صدای گاو
    • طنین انداز شدن
    • نعره زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bellow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bellow noun

United States author (born in Canada) whose novels influenced American literature after World War II (1915-2005)

+ اضافه کردن

"Bellow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bellow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "bellow" با ترجمه به فارسی

  • (آهنگری) دم · باد دم · جورج بلوز (نقاش امریکایی) · دم · هر چیز دم مانند (مثل فانوس دوربین های عکاسی قدیمی یا قسمت تاشونده ی آکاردئون)
  • (آهنگری) دم · باد دم · جورج بلوز (نقاش امریکایی) · دم · هر چیز دم مانند (مثل فانوس دوربین های عکاسی قدیمی یا قسمت تاشونده ی آکاردئون)
  • (آهنگری) دم · باد دم · جورج بلوز (نقاش امریکایی) · دم · هر چیز دم مانند (مثل فانوس دوربین های عکاسی قدیمی یا قسمت تاشونده ی آکاردئون)
اضافه کردن

ترجمه های "bellow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه