ترجمه "belonged" به فارسی

متعلق بود ترجمه "belonged" به فارسی است.

belonged verb

Simple past tense and past participle of belong. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متعلق بود

    They belonged to the old days, before the Revolution.

    به روزگاران قدیم، به پیش از انقلاب، متعلق بودند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " belonged " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "belonged" با ترجمه به فارسی

  • تغییر دادن
  • دارابی · دارایی · مایملک · موجودی · کسان
  • (با to) متعلق بودن به · (خودمانی) صاحب بودن · تعلق داشتن · جزو چیزی بودن · رابطه داشتن با · عضو بودن · مال کسی یا جایی بودن · وابسته بودن به
  • (بیشتر به صورت جمع) متعلقات · اموال · تعلق · دارایی · متعلقات · هست · هست و نیست · همبستگی · وابسته ها · وابستگی · چیزها
  • (با to) متعلق بودن به · (خودمانی) صاحب بودن · تعلق داشتن · جزو چیزی بودن · رابطه داشتن با · عضو بودن · مال کسی یا جایی بودن · وابسته بودن به
  • (بیشتر به صورت جمع) متعلقات · اموال · تعلق · دارایی · متعلقات · هست · هست و نیست · همبستگی · وابسته ها · وابستگی · چیزها
  • دارابی · دارایی · مایملک · موجودی · کسان
  • دارابی · دارایی · مایملک · موجودی · کسان
اضافه کردن

ترجمه های "belonged" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه