ترجمه "belonging" به فارسی

تعلق, دارایی, متعلقات بهترین ترجمه های "belonging" به فارسی هستند.

belonging noun verb دستور زبان

Present participle of belong. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعلق

    noun

    Lobsters belong to a class of marine animals.

    میگو به دسته ی حیوانات دریایی تعلق دارد.

  • دارایی

  • متعلقات

    noun

    Individually, no member of the Party owns anything, except petty personal belongings.

    به لحاظ فردی، هیچ یک از اعضای حزب مالک چیزی جز متعلقات حقیر شخصی نیستند.

  • ترجمه های کمتر

    • وابستگی
    • همبستگی
    • چیزها
    • (بیشتر به صورت جمع) متعلقات
    • اموال
    • هست
    • هست و نیست
    • وابسته ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " belonging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "belonging" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "belonging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه