ترجمه "beloved" به فارسی
محبوب, معشوق, عزیز بهترین ترجمه های "beloved" به فارسی هستند.
someone who is loved; something that is loved [..]
-
محبوب
adjectivesomeone who is loved [..]
Jean Christophe went and visited all the beloved spots, so as to suffer more.
کریستف به زیارت همهٔ مکانهای محبوب رفت تا بیشتر رنج ببرد.
-
معشوق
adjectiveloved
I must know that this woman is truly my beloved.
من بايد مي دونستم که اين زن واقعا معشوق منه
-
عزیز
nounloved
Eyring that we saw our beloved friend Lisa Tuttle Pieper stand in that moving dedicatory service.
آیرینگ در جمع حضّار دوست عزیز خود لیسا تاتل پایپر را در هنگام دعای محرّک اهداء دیدیم.
-
ترجمه های کمتر
- معشوقه
- یار
- دلبر
- نگار
- جانان
- دلدار
- مورد علاقه
- محبوبه
- گرامی
- انگبین
- گرانمایه
- شهد
- شخص مورد علاقه یا عشق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beloved " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Beloved (novel)
"Beloved" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Beloved در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "beloved" با ترجمه به فارسی
-
(در مراسلات و غیره) محترم · محبوب · مکرم · گرامی