ترجمه "belting" به فارسی

(خودمانی) کتک مفصل, تسمه, موادی که از آن کمربند و تسمه می سازند (مانند چرم) بهترین ترجمه های "belting" به فارسی هستند.

belting adjective noun verb دستور زبان

Present participle of belt. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (خودمانی) کتک مفصل

  • تسمه

    noun

    Here, make a belt outa this little piece a rope.

    بگیر با این تیکه طناب یه تسمه درس کن

  • موادی که از آن کمربند و تسمه می سازند (مانند چرم)

  • کمربند

    noun

    Charles' sash and pistol belt hung there too, with his revolver in the holster.

    کمربند و حمایل و اسلحهی چارلز روی دیوار قرار داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " belting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "belting" با ترجمه به فارسی

  • کمربند کشدار (برای بالا نگهداشتن جوراب زنانه)
  • (خودمانی) با جرعه ی بزرگ آشامیدن · (خودمانی) با سرعت راندن · (خودمانی) لذت · (عامیانه) ضربه ی شدید · با تسمه یا نوار محکم کردن · بروفه · بلند و با حرارت آواز خواندن (با out) 0 · بند · تسمه · تسمه بستن (دور چیزی) · جرعه ی بزرگ (مشروب الکلی) · خوشگذرانی · دوال · دواله · رد پا · زیاد نوشیدن · ضربه زدن · فانوسقه · قطار فشنگ · قیش · لام · محکم زدن · ناحیه · نوار · هر چیزی که دور چیز دیگری را بگیرد · هیجان · کمر · کمربند · کمربند بستن
  • (مکانیک) تسمه ی پروانه
  • کمربند ذرت (یو.اس.آ)
  • کمربند شکارچی
  • مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري · نقالههاي پيچي
  • کمربند آتشفشانی
  • (در ورزش های خاور دور مانند کاراته و جودو) کمربند سیاه (نشان مهارت زیاد) · دارای کمربند سیاه
اضافه کردن

ترجمه های "belting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه