ترجمه "benumb" به فارسی
(مجازی - در مورد مغز یا فکر یا احساسات) کشتن, بی حس و حال کردن, بی حس کردن بهترین ترجمه های "benumb" به فارسی هستند.
benumb
verb
دستور زبان
(transitive) To make numb, as by cold or anesthetic. [..]
-
(مجازی - در مورد مغز یا فکر یا احساسات) کشتن
-
بی حس و حال کردن
-
بی حس کردن
-
ترجمه های کمتر
- لس کردن
- کرخ (کرخت) کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " benumb " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "benumb" با ترجمه به فارسی
-
بیحس · خدر · کرخ · کرخت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن