ترجمه "berg" به فارسی
توده یخ شناور, رجوع شود به iceberg, قطعه عظیم یخ بهترین ترجمه های "berg" به فارسی هستند.
berg
noun
دستور زبان
(informal) An iceberg. [..]
-
توده یخ شناور
noun -
رجوع شود به iceberg
-
قطعه عظیم یخ
noun
-
ترجمه های کمتر
- کوه یخ
- کوه یخ شناور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Berg
proper
noun
A place name, notably of [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Berg" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Berg در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "berg"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن