ترجمه "besotted" به فارسی

خرف, مبهوت, هوسباز بهترین ترجمه های "besotted" به فارسی هستند.

besotted adjective verb دستور زبان

infatuated [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خرف

    adjective

    and the best of them seemed to me ignorant, coarse, and besotted, compared with my Morton girls.

    اما به نظر من بهترین آنها در مقایسه با دختران مورتن جاهل، خشن و خرف هستند.

  • مبهوت

    adjective
  • هوسباز

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • مسحور
    • مست
    • جادو شده
    • مسموم شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " besotted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "besotted" با ترجمه به فارسی

  • احمق کردن · از خود بی خود کردن · شیفتن · لوس و بیمزه کردن · مست و خراب کردن · مست کردن
اضافه کردن

ترجمه های "besotted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه