ترجمه "bespatter" به فارسی
پاشیدن, بدنام کردن, تهمت زدن بهترین ترجمه های "bespatter" به فارسی هستند.
bespatter
verb
دستور زبان
(transitive) To spatter or cover with something; sprinkle with anything liquid, or with any wet or adhesive substance. [..]
-
پاشیدن
verb -
بدنام کردن
-
تهمت زدن
Verb
-
ترجمه های کمتر
- لکه دار کردن
- گل و لای پاشیدن بر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bespatter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن