ترجمه "bestial" به فارسی

حیوانی, ددمنش, سبع بهترین ترجمه های "bestial" به فارسی هستند.

bestial adjective دستور زبان

(literally and figuratively) Beast-like [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حیوانی

    adjective

    scenes that were rough and raw, gross and bestial.

    که خشن و خام زمخت و حیوانی بودند در یک آن مجسم کرد.

  • ددمنش

  • سبع

  • ترجمه های کمتر

    • جانوری
    • وحشی
    • حیوان منش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bestial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bestial" با ترجمه به فارسی

  • جماع با حیوان · حیوانخواهی · حیوانیت · ددمنشی · عمل جنسی بین انسان و حیوان · عمل وحشیانه · وحشیگری
  • حیوانی کردن · وحشی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "bestial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه