ترجمه "betrayed" به فارسی
تسلیم شد, لو داد, گیرانداخته شد بهترین ترجمه های "betrayed" به فارسی هستند.
betrayed
verb
Simple past tense and past participle of betray. [..]
-
تسلیم شد
-
لو داد
I will answer for it she never betrayed the least thing in the world.
من میگویم که جین هیچوقت کوچکترین چیزی را در دنیا لو نداده.
-
گیرانداخته شد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " betrayed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Betrayed
Betrayed (1988 film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Betrayed" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Betrayed در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "betrayed" با ترجمه به فارسی
-
(برخلاف میل خود) آشکار کردن · (در ازدواج) خیانت کردن · از راه به در کردن · اغفال کردن · افشا کردن · برملا کردن · بروز دادن · به دشمن کمک کردن · خیانت کردن · سرخورده کردن · عهدشکنی کردن · فریب دادن · فریفتن · لو دادن · مایوس کردن · مغبون کردن · نارو زدن · نمایشگر بودن · هویدا کردن، نمایان کردن، خبر دادن · پرده برداشتن · گمراه و سپس ترک کردن · گول زدن · گویا بودن · گیر دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن