ترجمه "betray" به فارسی
خیانت کردن, لو دادن, اغفال کردن بهترین ترجمه های "betray" به فارسی هستند.
betray
verb
دستور زبان
To violate the confidence of, by disclosing a secret, or that which one is bound in honor not to make known. [..]
-
خیانت کردن
to deliver into the hands of an enemy
I didn't betray you.
من به تو خیانت نکردم.
-
لو دادن
to disclose or discover
what would you have done died, rather than betray my friends
تو بودي چيکار ميکردي مردن خيلي بهتر از لو دادن دوستام بود
-
اغفال کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- فریب دادن
- مایوس کردن
- مغبون کردن
- گول زدن
- هویدا کردن، نمایان کردن، خبر دادن
- فریفتن
- (برخلاف میل خود) آشکار کردن
- (در ازدواج) خیانت کردن
- از راه به در کردن
- افشا کردن
- برملا کردن
- بروز دادن
- به دشمن کمک کردن
- سرخورده کردن
- عهدشکنی کردن
- نارو زدن
- نمایشگر بودن
- پرده برداشتن
- گمراه و سپس ترک کردن
- گویا بودن
- گیر دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " betray " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "betray" با ترجمه به فارسی
-
تسلیم شد · لو داد · گیرانداخته شد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن