ترجمه "betweentimes" به فارسی
به تناوب, گاه به گاه (betweenwhiles هم می گویند) بهترین ترجمه های "betweentimes" به فارسی هستند.
betweentimes
adverb
دستور زبان
In an interim period; meanwhile.
-
به تناوب
-
گاه به گاه (betweenwhiles هم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " betweentimes " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن