ترجمه "bifurcation" به فارسی
شاخه, دوراهی, دو شاخگی بهترین ترجمه های "bifurcation" به فارسی هستند.
bifurcation
noun
دستور زبان
(biology) A division into two branches. [..]
-
شاخه
noun -
دوراهی
-
دو شاخگی
-
ترجمه های کمتر
- دوشاخه شدن
- شکاف گاه
- محل انشعاب به دو بخش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bifurcation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bifurcation"
عباراتی شبیه به "bifurcation" با ترجمه به فارسی
-
نظریه انشعاب
-
تقسیم به دو مسیر شدن · دارای دو شاخ یا دو مسیر · دو شاخه شدن · دوشاخه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن