ترجمه "bigeneric" به فارسی

دورگه, دو جنسی, دو نسبتی بهترین ترجمه های "bigeneric" به فارسی هستند.

bigeneric adjective دستور زبان

(botany) Describing an (infertile) cross between plants belonging to different genera. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دورگه

  • دو جنسی

  • دو نسبتی

  • وابسته به گیاهان یا جانورانی که از پیوند دو جنس مختلف به وجود آیند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bigeneric " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bigeneric" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه