ترجمه "bijou" به فارسی
جواهر, تزیینات ارزان و ساختگی, جواهر بدل بهترین ترجمه های "bijou" به فارسی هستند.
bijou
adjective
noun
دستور زبان
jewel [..]
-
جواهر
noun properIt would be pleasing to the saints if one used so fine a rosary as this, instead of wearing it as a vain bijou.'
چون به نظر مقدسین به کار بردن یک چنین تسبیح قشنگی به جای انداختن آن به گردن مثل یک جواهر بیخودی، خیلی پسندیده است.
-
تزیینات ارزان و ساختگی
-
جواهر بدل
-
ترجمه های کمتر
- چیز کوچک و ظریف
- چیز کوچک و عالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bijou " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن