ترجمه "bike" به فارسی
دوچرخه, موتورسیکلت, چرخیدن بهترین ترجمه های "bike" به فارسی هستند.
bike
verb
noun
دستور زبان
A short form of bicycle. [..]
-
دوچرخه
nounbicycle [..]
Tom accused him of having stolen the bike.
تام او را به دزدیدن دوچرخه متّهم کرد.
-
موتورسیکلت
nounwas a pair of bike accidents I had where I suffered concussions,
یکی دو بار تصادف با موتورسیکلت بود که در آن دچار ضربه مغزی شدم،
-
چرخیدن
verb
-
ترجمه های کمتر
- (عامیانه)
- دوچرخه سواری کردن
- رکاب زدن
- شان
- شان عسل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bike " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bike"
عباراتی شبیه به "bike" با ترجمه به فارسی
-
دوچرخه ی صحرایی (که تایرهای کلفت و پرعاج دارد) · موتورسیکلت صحرایی
-
دوچرخه کوهستان
-
دوچرخهسواری کوهستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن