ترجمه "bilious" به فارسی

صفراوی, تندخو, بدخلق بهترین ترجمه های "bilious" به فارسی هستند.

bilious adjective دستور زبان

Suffering from real or supposed liver disorder, thus making one ill-natured. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صفراوی

    which made him bilious, and gave him a dim and bleared eye and flabby cheeks.

    در نتیجه، مزاجش صفراوی، چشمانش ضعیف و قی گرفته و گونههایش شل و آویخته بود.

  • تندخو

  • بدخلق

  • ترجمه های کمتر

    • بدقلق
    • (پزشکی) وابسته به بیماری زهره کیسه (کیسه ی صفرا) یا بیماری کبد
    • دارای ظاهرکسی که این مرض را دارد
    • زهره ای
    • وابسته به زرداب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bilious " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bilious"

اضافه کردن

ترجمه های "bilious" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه