ترجمه "billowing" به فارسی

مواج ترجمه "billowing" به فارسی است.

billowing noun verb دستور زبان

Present participle of billow. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مواج

    adjective

    and Mitka saw the dim outline of full legs and the broad, billowing lace of her underskirt.

    و میتکا نقش مبهم ساقهای فربه وت وز پهن و مواج پا چینش را میدید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " billowing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "billowing" با ترجمه به فارسی

  • آبخیز بزرگ داشتن · آبکوه · آبکوهه · بزرگ خیزاب · تنوره کشیدن · موج · موج بزرگ · موج بلند · موج زدن · موج وار حرکت کردن · هر توده ی موج مانند (مانند دود و غیره)
اضافه کردن

ترجمه های "billowing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه